السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

83

مقدمه نقض و تعليقات آن

« در آن عهد سلطان غزان لشكر كشيده بود و بسر سلطان سنجر در آمد و ميان ايشان محاربهء بسيار واقع گشت عاقبت سنجر دستگير گشت و محبوس شد برادرزادهء سنجر سليمان شاه گريخته رجوع بشاه غازى كرد شاه غازى او را بهمدان فرستاد و بر تخت نشاند سليمان شاه ولايت رى را بشاه غازى رستم مسلم داشت و خواجه نجم الدين حسن عميدى يك سال و هشت ماه بنيابت ملك در رى بود و مال بديوان ميرسانيد و تمامت معارف رى و قضاة و سادات و اكابر در سارى خدمت ميكردند و در رى در محلهء زادمهران صد و بيست هزار دينار خرج كرده براى ملك مدرسه و عمارت عالى كردند و از امهات قراى رى هفت پاره ديه خريده وقف آن عمارت كردند و سديد الدين محمود حمصى را كه متكلم مذهب اماميه است بدانجا مدرسى تعيين رفت و على بن بابا متولى بود غرض آنكه در اين وقت كار دولت شاه غازى بنظام رسيد » . نگارنده گويد : تنبيه بر سه امر در اينجا ضرور است : 1 - اولياء الله ( ره ) نيز در تاريخ رويان تحت عنوان « سبب مخالفت كيكاوس با شاه غازى رستم » نظير اين بيانات را نقل كرده است ( رجوع شود بصفحهء 91 نسخهء چاپى ) . 2 - از بيانات گذشته به خوبى دانسته شد كه كلمهء مورد بحث در عربى « زامهران » ليكن در فارسى غالبا « زادمهران » تلفظ مىشده است و محتملست كه اصل كلمه « آزاد مهران » بوده باشد و تخفيف به جهت تسهيل در تلفظ به كار رفته باشد از قبيل رامز و رامهرمز ؛ ياقوت تحت عنوان « رامهرمز » گفته : « و العامة يسمونها رامز كسلا منهم عن تتمة اللفظة بكمالها و اختصارا » . 3 - با آنكه سديد الدين محمود حمصى متكلم مذهب اماميه از اعاظم علماى اسلام است و در كتب خاصه و عامه ترجمهء حال وى ذكر شده است مع ذلك در ضبط كلمهء « حمصى » اختلاف سخت دارند و حتى تاكنون غالب علما نيز ( تا چه رسد به غير ايشان ) بوجه صحيح اين كلمه پى نبرده‌اند بنابراين نگارنده بعد از فراغت از عنوان مورد بحث بنقل بيانات علما در اين باب و ذكر وجه صواب اين كلمه خواهد پرداخت ان شاء اللّه تعالى . ضبط و قرائت مصلحكان ياقوت در معجم البلدان ضمن ذكر اماكنى كه تحت عنوان « باب الميم و الصاد و ما يليهما » ذكر كرده چنين گفته است : « مصلحكان بالحاء المهملة و كاف و آخره نون محلة بالرى » . اين عبارت نص است بر اينكه آخر كلمه نون است ليكن چون در همهء موارد ذكر اين كلمه در نسخ نقض و راحة الصدور و غير آنها آخر آن بهاء غير ملفوظه است ممكن است گفت اصل آن « مصلحكاه » بوده است ؛ و نص عبارت راوندى در راحة - الصدور ( ص 395 ) اينست « 1 » :

--> ( 1 ) براى ملاحظهء جزء سابق عبارت يا براحة الصدور مراجعه شود يا بكتاب نقض ( ص 642 ) .